ღساده لباس بپوش، ساده راه برو
اما در برخورد با دیگران ساده نباش
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند
برای درهم شکستن غرورت . . .
برچسب ها : ساده, لباس, برخورد,
تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان دنياي
زندگي و
آدرس mos2afa.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 64
بازدید هفته : 99
بازدید ماه : 98
بازدید کل : 17044
تعداد مطالب : 161
تعداد نظرات : 84
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
روزی روزگاری، در حدود 4 میلیارد سال پیش، مریخ نیز درست مانند زمین سیاره ای گرم و بارانی بود. آب مایع در رودخانه های طویلی که در سطح مریخ جریان داشتند و به دریاهای کم عمق ختم می شدند جاری بود. لایه ذخیمی از اتمسفر (جو) سیاره را پوشانده و آنرا گرم نگه می داشت.
علاوه بر این، بر طبق باور برخی دانشمندان و نیز نتایج بدست آمده از تحقیقات آنها تا به امروز، برخی از گونه های حیات میکروبی و باکتری ها و حتی بالاتر از آن در مریخ وجود داشته واین در حالی بود که این گونه های حیات در حال رشد و تکامل بودند. مریخ در راهی قدم گذاشته بود که به سیاره دومی برای زندگی و حیات درست مانند همسایه اش زمین تبدیل می شد... اما این اتفاق به شکل دیگری جلو رفت و مریخ هرگز موفق نشد. و این سوال همچنان پابرجاست که چرا مریخ اینگونه خشک شد؟ در این مقاله به برسی عوامل دخیل در وضعیت کنونی سیاره مریخ خواهیم پرداخت.
مریخ امروز به شدت سرد و خشک است. رودخانه ها و دریاهای سطح آن سالهاست که خشکیده و از بین رفته اند. اتمسفر سیاره نازک و ناچیز است و اگر میکروب های مریخی هنوز وجود داشته باشند، احتمالاً در لایه های زیرین و درونی مریخ گرد آمده اند.
دانشمندانی که به شکل تخصصی بر روی سیارات به مطالعه می پردازند معتقدند که احتمالاٌ وجود آبشارها در گذشته های دور، باعث شکل گیری نواحی صخره ای و سراشیبی هایی اینچنینی در ناحیه Echus Chasma مریخ شده اند.(تصویر روبرو) مریخ دارای تعداد بسیاری از اینگونه چشم اندازها و مناظر خشک شده می باشد که تصور می شود به علت عبور جریانات شدید و فوران آب در گذشته های بسیار دور به وجود آمده اند.
اما چه اتفاقی افتاد؟ چرا مریخ اینگونه خشک شد و سرمای شدید و یخبندان آنرا فرا گرفت؟ این سوالات که پیوسته تکرار می شوند برای دانشمندان مانند پازلی است که سالهاست به دنبال حل آن بوده و آنها را به خود مشغول ساخته است. شاید بالاخره در چند سال آینده پرده از این راز برداشته شود و به کمک مدارگرد جدید ناسا که MAVEN نام دارد و به زودی به این سیاره فرستاده خواهد شد به این موضوع پی ببریم.
به گفته بروس جاکوسکی ، مدیر ارشد پروژه MAVEN از دانشگاه کلورادو : " هدف MAVEN از این ماموریت این است تا برسی نموده که چه فرآیندهایی مسئول و عامل بوجود آمدن این تغییرات در وضعیت آب و هوایی مریخ می باشند" .
چیزی که امروزه دانشمندان بر آن معتقدند این است که بوجود آمدن این تغییرات در وضعیت آب و هوایی مریخ بخاطر از بین رفتن با ارزشترین سرمایه آن ، یعنی اتمسفر زخیم دی اکسید کربن این سیاره بوده است. دی اکسید کربن در اتمسفر مریخ یک گاز گلخانه ای بوده درست به همان شکل که در اتمسفر زمین موجود است. لایه زخیمی از دی اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه ای شرایطی با درجه حرارت و فشار جوی بالاتر ایجاد می نمایند که برای جلوگیری از تبدیل آب مایع به شکل یخ جامد و یا تبخیر آن ضروریست.
یکی از آنالیزهای کامپیوتری بدست آمده از سیاره مریخ در گذشته های دور توسط Northern Illinois University
در طی 4 میلیارد سال گذشته ، مریخ بیشتر این پوشش و لایه محافظ خود را از دست داده است. بر این اساس دانشمندان نظریات گوناگونی را مبنی بر چگونگی بروز این پیشامد ارائه داده اند.
شاید برخورد یک سیارک در رویدادی فاجعه بار باعث انفجار و ازبین رفتن قسمت عمده اتمسفر به داخل فضا شده باشد. و یا سایش ناشی از بادهای خورشیدی به آهستگی باعث تهی شدن و ازبین رفتن جو مریخ شده باشد. همچنین این احتمال نیز داده شده که سطح سیاره ، دی اکسید کربن اتمسفر را جذب نموده و آنرا در مواد معدنی از قبیل کربنات محبوس نموده باشد.
در پایان، هنوز هیچ کس از این موضوع که همه آن دی اکسید کربن گمشده به کجا رفته است مطمئن نیست.
MAVEN , اولین ماموریت فضایی خواهد بود که به طور ویژه برای کمک به دانشمندان در درک علل فرار دی اکسید کربن و سایر گازهای مریخ به درون فضا طراحی شده است. کاوشگر حداقل به مدت یکسال به دور مریخ خواهد چرخید و در مداری بیضی شکل با فاصله ای در حدود 125 کیلومتر (در نزدیکترین نقطه) و 6000 کیلومتر (در دورترین نقطه) بالاتر از سطح سیاره قرار خواهد گرفت. این محدوده وسیع ارتفاعی مدارگرد را قادر خواهد ساخت تا به طور بسیار موثرتری نسبت به تحقیقات گذشته به نمونه برداری از اتمسفر بپردازد. این فضاپیما در 18 نوامبر 2013 به سوی مریخ پرتاب خواهد شد.
در حالی که فضاپیما در مدار خود درحال گردش است، تجهیزات آن به برسی و ردیابی یون ها و مولکولها در این مقطع عرضی وسیع از جو مریخ خواهند پرداخت، و به طور کامل به ثبت جریانات دی اکسید کربن و سایر مولکول ها به درون فضا برای اولین بار می پردازند.
زمانی که جاکوسکی و همکارانش به این موضوع پی ببرند که در حال حاضر چطور مریخ با این سرعت دی اکسید خود را از دست می دهد، پس از آن قادر خواهند بود تا با استقراء به بازگشت زمان به 4 میلیارد سال قبل ، حجم و میزان دی اکسید کربن در فضای آن زمان را تخمین بزنند. MAVEN تعیین خواهد نمود که چه عاملی (اگر این نظریه درست باشد) باعث بروز این اتفاق شده است.
این ماموریت قدم بزرگی در درک گذشته و اتفاقاتی که برای مریخ افتاده است می باشد و به زودی به ما خواهد گفت که چگونه سیاره ای آنچنان گرم و غنی از آب، امروز به محیطی سرد و اینچنین خشک مبدل گشته است.
منبع : سایت نجوم ایران
ترجمه شده از مقالات مرکز تحقیقاتی دانشگاه فلوریدا
آدمی اگر بخواهد خوشبخت شود بزودی میشود
ولی او میخواهد خوشبخت تر از دیگران باشد
و این مشکل سازست زیرا
او همیشه دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند
يکي از روزها ناخداي يک کشتي و سرمهندس آن در اين باره بحث مي کردند که در کار اداره و هدايت کشتي کدام يک نقش مهم تري دارند.
بحث به شدت بالا گرفت و ناخدا پيشنهاد کرد که يک روز جايشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتي را به دست بگيرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتي برود.
هنوز چند ساعتي از جابه جايي نگذشته بود که ناخدا عرق ريزان با سر و وضعي کثيف و روغن مالي بالا آمد و گفت: «مهندس سري به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش مي کنم، کشتي حرکت نمي کند.»
سرمهندس فرياد کشيد: «البته که حرکت نمي کند، کشتي به گل نشسته است.»
می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.
دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.
هنوز خدایت همان خداست!
هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمی خواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش!
می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...
و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ...برای همیشه!
چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...
این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت ...
با عشق !
در یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ، یک ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ
ﻧﮕﺎﻩ می کرد ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺗﻮی ﺁﺏ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺳﭙﺮی کرد…
ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۵ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ
ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ می خوﺭﺩ، ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ
ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺶ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﯾﺪ...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ!
ﻧﮑﻨﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﻩ؟ ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺨﯿﻠﺖ ﻗﻮﯾﻪ!
مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتماً. چه سوال؟
- بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول میگیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی میپرسی؟
- فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول میگیرید؟
- اگر باید بدانی می گویم. ۲۰ دلار.
- پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: میشود لطفا ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟
مرد بیشتر عصبانی شد و گفت : اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم.
پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد.
بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است.
شاید واقعا او به ۱۰ دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است.
بخصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
- خواب هستی پسرم؟
- نه پدر بیدارم.
- من فکر کردم پاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم ۱۰ دلاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا
بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت : با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پئل کردی ؟
بعد به پدرش گفت : برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من ۲۰ دلار دارم. آیا میتوانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم…
یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمیکنید؟
آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زندهباد ! تو آبروی همهی مردها را خریدهای ! من بهت افتخار میکنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بیاهمیتی مثل این که ما با کی رفت و آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشینمان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر میدی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر میدهم.
مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشهنمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه
ممکن است شما در محل کار خود تمام وقت را مشغول کار باشید. شاید تمام وقت خود را در حالت نشسته پشت میز بگذرانید، اما به هر شکل، بد نیست کمی هم برخیزید، پیاده روی کنید و به خود حرکت دهید تا کالری های اضافه را بسوزانید و از افزایش وزن خود پیشگیری کنید.
اگر قبلاُ مطلب مشابهی را مطالعه کرده باشید، حتماً از عوارض دراز مدت پشت میز نشینی آگاهی دارید. پس باید از راه هایی موثر جهت پیشگیری از بروز دردهای مفصلی، ریسک بیماری های قلبی، خطر پوکی استخوان، اضافه وزن و بسیاری خطرات دیگر، آگاه باشید.
به نکاتی که در این مطلب اشاره شده توجه کنید تا سلامتی را به خود هدیه کنید. ۱- رفت و آمدها را تغییر دهید. اگر می توانید به صورت پیاده و یا با دوچرخه به محل کار روید. در صورتی که با اتوبوس یا مترو به سر کار می روید، طوری برنامه بریزید که حداقل یکی دو کوچه یا خیابان را به صورت پیاده تا محل کار طی کنید. حتی اگر با اتومبیل شخصی تان خود را به محل کار می رسانید، ماشین را در نقطه ای دور از ساختمان و یا بخش های انتهایی پارکینگ پارک کنید. در ساختمان نیز از پله به جای آسانسور استفاده کنید.
۲- به دنبال فرصت هایی برای ایستادن باشید. کالری ای که بدن شما در حالت ایستاده مصرف می کند، به مراتب از وضعیت نشسته بیشتر است. می توانید به هنگام صحبت با تلفن و یا نهار، بایستید. همچنین، ایده آل است که در صورت امکان میز خود را به حالت ایستاده در آورید.
۳- حرکات کششی انجام دهید. قدم زدن و انجام برخی حرکات ملایم کششی در زمان های استراحت، علاوه بر شادابی، کالری بیشتری نسبت به نوشیدن یک قهوه پشت میزتان می سوزاند.
۴- از یک توپ مخصوص به جای صندلی استفاده کنید. شاید خنده دار به نظر برسد، اما استفاده از یک توپ ورزشی بزرگ به جای صندلی اداری، برای سوزاندن کالری های اضافه و پیشگیری از اضافه وزن در درازمدت، بسیار موثر است. در چنین وضعی، ماهیچه های شما برای حفظ تعادل بدن، دائماً در حال فعالیت هستند.
۵- در صورت امکان برخی ابزارها و تجهیزات ورزشی را در محیط کارتان قرار دهید. در صورت امکان، برخی تجهیزات مانند وزنه ها کوچک، فنرهای کششی و سایر ابزارهای کوچک و قابل حمل را در محل کار خود داشته باشید تا چنانچه فرصتی به دست آوردید بتوانید از آنها استفاده کنید.
۶- با همکاران خود تعامل داشته باشید. سعی کنید با همکاران تان در محل کار، تعامل برقرار کرده و آنها را به پیاده روی جمعی و فعالیت های بدنی ترغیب کنید.
۷- جلسات را به محیط باز انتقال دهید. در صورت امکان، محل برخی جلسات را به جای نشستن پشت میز در اتاق جلسات، به قدم زدن و گفتگو در محیط باز منتقل کنید. مطمئن باشید، نه تنها همه کمی کالری سوزانده اند، بلکه نتایج و پیشنهادات بهتری نیز خواهید گرفت.
۸- سریعتر حرکت کنید. اگر شغل شما به گونه ایست، که باید زیاد پیاده روی کنید، بهتر است قدم های خود را سریعتر بردارید. هر چه بیشتر و سریعتر راه بروید، از مزایای آن بیشتر بهره مند می
شوید.
۹- قبل از اینکه به سفرهای کاری بروید، برای فعالیت بیشتر خود نقشه بکشید. چنانچه زیاد به ماموریت کاری فرستاده می شوید، می توانید زمان های مرده ای که به انتظار پرواز و یا جلسه های کاری نشسته اید را صرف قدم زدن و سایر فعالیت های سبک نمایید. همچنین انتخاب هتلی که مجهز به ابزارها و محیط مناسب برای ورزش است، توصیه می شود.
۱۰- از یک میز تردمیل استفاده کنید. اگر می توانید، زیر میز کارتان یک تردمیل قرار دهید. بله؛ چند سالی است که استفاده از تردمیل، در برخی محیط های کاری باب شده و کارمندان زیادی ترجیح می دهند به هنگام کار کردن، به طور همزمان بر روی تردمیل قدم بزنند. نتیجه یک تحقیق در مایوکلینک نشان داده است که کارمندانی که دو تا سه ساعت در روز را با پیاده روی کار می کنند، در هر سال، ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم وزن کم می کنند. این در حالی است که درصد بالایی از کارمندانی که به صورت ثابت مشغول کار هستند، دچار اضافه وزن می باشند.
و در نهایت ... کوچکترین فعالیت بدنی شما در محیط کار، پس از یک بازه زمانی طولانی و چند ساله نتیجه بخش خواهد بود. این نکات را جدی بگیرید و هر کدام را که می توانید برای حفاظت از سلامتی خود، اجرا کنید
گروهی از دانشمندان در منطقهای از همسایگی زمین در سامانه خورشیدی موفق به کشف سه سیاره با قابلیت پشتیبانی از حیات شدهاند.
براساس گزارش Cnet، رصدخانه جنوبی اروپا یا ESO اعلام کرد اخترشناسان گروهی 6تایی از ستارهها را در مجاورت ستارهای به نام گیلیس 667C کشف کردهاند که سه سیاره از میان آنها ابرزمین نامیده شدهاند زیرا احتمال وجود آب مایع در آنها زیاد است.
گیلیس 667C که در فاصله 22 سال نوری از زمین در صورت فلکی عقرب واقع شده، ستارهای است که ابعاد آن یک سوم ابعاد خورشید بوده و بخشی از سیستم ستارهای سهگانهای به نام گیلیس 667 است. مطالعات پیشین برروی این سیستم تنها یکی از سیارهها را قابل سکونت پیشبینی کردهبود اما مطالعه جدید که با کمک طیف نگار HARPS در رصدخانه لاسیلا شیلی و تلسکوپ VLT، تلسکوپ ماژلان و رصدخانه کک انجام شده،تعداد سیارههای قابل سکونت را به سه سیاره افزایش دادهاست.
ESO اعلام کرد دانشمندانش قرار داشتن این سه سیاره را که نسبت به زمین بسیار بزرگتر هستند، در منطقه قابل سکونت مدار ستاره گیلیس 667C تایید کردهاند. این منطقه فضایی کوچک در مدار ستاره است که امکان وجود آب مایع را در این سیارهها فراهم آوردهاست.
به گفته ESO سیستمهای ستارهای مشابهی در کهکشان راه شیری وجود دارند اما سیارهها در این سیستمها قابل سکونت نیستند، اما ستارهای مانند گیلیس که سردتر و کمنورتر است، باعث شده تا سیارههایش از قابلیت پشتیبانی از حیات برخوردار باشند.
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»
پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق،راهی که به پایتخت می رود کدامست؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:برای چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد: «رفتار آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات فراوان زندگی کرده باشد.»
در آسمان ما به جز ماه و هشت سیاره منظومه شمسی, خورشید ستاره ای است درست شبیه بقیه ستاره های آسمان. فقط نزدیکی آن به زمین است که برای اختر شناسان امکان بررسی ماهیت و رفتار ستاره ها را از نزدیک فراهم کرده است. آنها با فرستادن ماهواره هایی به فضا, برای انجام رصدهای متناوب و مکرر, به بررسی جزئیات سطح خارجی آن و همچنین ساختار درونی اش میپردازند. ستاره ما- که یک ستاره نسل دوم معمولی است- وزنی حدود دو هزار تریلیون تریلیون تن دارد که 75% هیدروژن و 25% هلیم و درصد کوچکی هم عناصر سنگین تر است. همه اتم های عناصر سنگین تر که سیارات را شکل دادند, در هسته ستاره مادر تولید شده اند که زمانی پس از انفجار بزرگ متولد شده و چند میلیون سال بعد هم در انفجاری نابود شده است.
خورشید ما, در سن 5 میلیارد سالگی, فقط ستاره ای میانسال و معمولی است که بدون آن وجود نخواهیم داشت. شعاع کره خورشید 700 هزار کیلومتر است و زمین در فاصله 150 میلیون کیلومتری آن قرار دارد. تریلیون ها ستاره همچون خورشید ما در عالم وجود دارند و بسیاری از آنها منظومه ای در اطراف خود دارند و حتی میزبان حیات اند؛ هرچند ممکن است اینگونه حیات شباهتی به حیات شناخته شده روی زمین نداشته باشد.
دما در مرکز خورشید 15 میلیون درجه و در سطحش فقط 5800 درجه کلوین است ( که البته باز هم برای تبخیر آهن کافی است !). قطر هسته اش فقط حدود 8000 کیلومتریا تقریبا 6/0 % قطر خورشید است. وقتی فوتون ها از هسته به طرف سطح حرکت میکنند اتم های سازنده جسم خورشید آنها را جذب و دوباره در جهت های اتفاقی بازتاب میکنند. این فرآیند در همه جای خورشید رخ میدهد آنچنان که از یک تا سه میلیون سال طول میکشد تا فوتون های نور از مرکز خورشید به سطحش برسند. سپس فقط 8 دقیقه طول میکشد تا همین فوتون ها به ما روی زمین برسند.
افزون بر امواج صوتی شدید حاصل از انفجار در هسته خورشید, امواج گرانشی درونی قدرتمندی هم به دلیل جرم بسیار زیاد خورشید شکل میگیرند. این امواج درون و سطح خورشید را در آشوب دائمی نگه میدارند که نتیجه اش شدیدا بر زندگی روزمره ما روی زمین اثر میگذارد؛ مثل:
1- شفق های قطبی
2-طوفان های مغناطیسی که سیستم های نیرو را قطع و ارتباطات و مخابرات ما را مختل میکند.
3-شراره های خورشید که بر فضا نوردان معلق در فضا اثر میگذارد.
باز هم خواب ریاضی دیده ام خواب خطهای وازی دیده ام
خواب دیدم می خوانم ایگرگ زگوند خنجر دیفرانسیل هم گشته کند
ز سر هر جای گشتی میپرم دامن هر اتحادی می درم
دست و پای بازه ها را بسته ام از کمند منحنی ها رسته ام
شیب هر خط را به تندی می دوم گوش هر ایگرگ و شئ را می جوم
گاه در زندان قدر مطلقم گاه اسیر زلف حد و مشتقم
گاه خط ها را موازی می کنم با توانها نقطه ها بازی می کنم
لشگری تمرین دارم بی شمار تیمی از فرمول دارم در کنار
ناگهان دیدم توابع مرده اند پاره خط نقطه ها پژمرده اند
ز لگ و بسط و نپر آثار نیست ردپایی از خط و بردار نیست
آری آری خواب افسون می کند عقده را از سینه بیرون می کند
مردم از این ایکس و ایگرگ داد داد روز های بی ریاضی یاد باد
کلمه حیاط مدرسه :
مخفف عبارت ( نمیدونم ) ولی کارایی که توش انجام میدن رو خوب میدونم . (جلوی یه نفر رو میگیری میگی مردی زنگ آخر بایست ) یا ( در بوفه می ایستی پول بچه ها رو میگیری میندازی تو صندوق صدقه ).
ناظم :
مخفف عبارت ( نزن اگر ظدی میکشمت ) از زمانی که زنگ میخوره مثل عجل معلق میوفتن تو حیاط هر کی قلدر بازی در آورد ( تق توق ) میزنن . بچه قلدراش محبت ناظم رو بی جواب نمیذارن . ( بالاخره بیرون مدرسه میگیرمت ).
معلم :
با یه جمله معرفیش میکنم : ( مئلم اظیظم اذ طو ممنونم که به من صواد یاد دادی و من هالا خوب میخانم و مینویصم .).
مدیر :
مخفف عبارت ( من دیر میام ) یا بهتره بگم ( من نمیام ) .. هر موقع کارش داری واسه یه کار خیلی مهم رفته بیرون ( واسه زنش سبزی بخره ).
دفتر دار :
( از اسمش معلومه ) هر کی دفترش گم میشه میتونه پیش آقای دفتر دار پیداش کنه.
معلم پرورشی :
مخفف عبارت ( پر رو بشی جهنمی ) سر کلاس اینقدر میگن دین و اسلام و از این حرفا که آدم آیت الله از کلاس میاد بیرون ( ساعت 12:30 هم از تو بلندگو میگن) بچه های عزیز نمازه لطفا سریعتر مراجعه کنید.
بابای مدرسه :
بهترین آدمی که تو مدرسه پیدا میشه ( اونم که مامان مدرسه رو کشته ) چون بعد از 9 سال درس خوندن تا حالا تو هیچ مدرسه ای ندیدمش. بچه هم نداره .
زنگ ورزش :
( همه لباس دارن ) بععععععععله .. خب برید ... بازی در بیارید ( آزاد ترین زنگ مدرسه )
زنگ ریاضی :
( a2 + b2 = ab2 ) همش چرتو پرته .
زنگ فیزیک :
( همه مسئله های جلسه قبلو بذارن جلوشون ) آقا ما ننوشتیم ( برو با ولیت بیا )
زنگ شیمی :
( عشقمه ) واقعا شیمی برای زندگی)
زنگ زیست شناسی :
دیگه از یه آقای دکتر مثل من نباید بپرسی خوبه یا نه ( معلومه که خوبه ) خوراکم زنگ زیسته مخصوصا آزمایشگاه
کلمه مدرسه :
مخفف عبارت ( مرگ در سه حالت ) ( وقتی درس بلد نیستی )( وقتی زنگ استراحت رو میگیرن ) ( وقتی میگن جمعه بیاین کلاس)..
کلمه کلاس :
مخفف عبارت ( کلن سوال ) ... از زمانی که معلم میاد با ( حالتون خوبه؟؟) سوالا شروع میشه تا زمانی که میره با ( جلسه بعدی چند شنبه است؟؟؟ ) تمام میشه..
بیوگرافی علی ضیا
سید علی ضیا
سال تولد: 1364
نام پدر : سید حسین
متولد : کاشان
اخرین مدرک تحصیلی: کارشناسی مکانیک طراحی جامدات
محل تحصیل: دانشگاه آزاد واحد کاشان
مدارج علمی
1ـ برگزیده جشنواره خوارزمی با طرح موتور نیم دوار با قابلیت کارکرد با انواع سوخت بدون کاهش توان
2ـ کسب رتبه اول استانی ورتبه دوم کشوری در جشنواره خوارزمی
3ـ دارای گواهینامه پذیرش علمی اختراع از سوی هئیت علمی ومعاونت آموزشی دانشگاه آزاد کاشان
4ـ عضو انجمن مخترعین کشور
سمتها
1ـ مدیر بازرگانی شرکت مهندسی ـ بازرگانی مبین تهران
2ـ مدیر بازاریابی شرکت مهنسین مشاور مهرکیان
3ـ گوینده شبکه جوان رادیو از سال 1385 الی 1388
4ـ مجری شبکه سوم سیما جمهوری اسلامی از سال 1388 تا کنون
5ـ مدیر پروژه موسسه خیریه فاطمهالزهرا
6ـ دبیر اجرایی همایش دانشجویی کشوری مکانیک