یادش بخیر هااااا

 

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

 تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

 

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود

 که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم

هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه

 نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه …

 قلبمونم تند تند میزد !!!

 

شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود

که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !البته شاید یادتون بیاد

 

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود

 ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید

سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

 

یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال

و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور

 و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود

 

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :

تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !

بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …

من که حلالشون نمی کنم !

 

برای معلم عزیزم

 

 منبع : www.bisms.ir

 

معلم اضیظم
عذ اینکه به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم!

 

ودر آخر

 

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا
یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیمنمره از مهربانی کم نشود

 





برچسب ها : مدرسه, مهر, دوستی,